close
تبلیغات در اینترنت

افسانه تنهایی


آرشيو آرشيو

1395

1391

1390


نويسندگان نويسندگان

سید میلاد (385)

امیر یاشار (0)

امیر یاشار (0)


جستجوگر پيشرفته سايت




?
آخرين ارسال هاي انجمن
آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان پاسخ بازديد توسط
محفل ادبی باتو...اینم تمرین نویسندگی ! 49 1925 saba
محفل ادبی باتو...اینم چرند و پرند 0 95 sareh
محفل ادبی باتو...اینم کودکم بگو چرا.......... 0 80 sareh
محفل ادبی باتو...اینم 3 نقطه :: پر کردن جای خالی کلمات ::: 57 5860 sara
محفل ادبی باتو...اینم کاشکی ... 0 95 minrobin
محفل ادبی باتو...اینم یک شب ... 0 90 minrobin
محفل ادبی باتو...اینم بنام فرهاد 2 242 sareh
محفل ادبی باتو...اینم زندگی 5 343 sareh
محفل ادبی باتو...اینم مشاعره 11 2896 sara
محفل ادبی باتو...اینم اشعار برگزیده سهراب سپهری 11 5409 sara
محفل ادبی باتو...اینم گناه دل 0 146 minrobin
محفل ادبی باتو...اینم ابلیس 0 130 40shomar
محفل ادبی باتو...اینم گالشهایم کو؟ 0 115 40shomar
محفل ادبی باتو...اینم افسانه ی وفا 0 116 40shomar
محفل ادبی باتو...اینم دلم پره 0 138 minrobin
محفل ادبی باتو...اینم بدم میاد 0 115 minrobin
محفل ادبی باتو...اینم انجمن بي ادبي ممنوع افتتاح شد 0 175 mahanhosseinpour
محفل ادبی باتو...اینم تولدت مبارك 0 121 minrobin
محفل ادبی باتو...اینم سراغ 0 104 minrobin
محفل ادبی باتو...اینم فاصله 0 137 sareh


افسانه تنهایی




تمام شهر پر از هیاهوست همه ایستاده اند به انتظار ورود کسی

چشم های خیره و نگاههای منجمد ویژه مردمانیست که سالهاست فراموش کرده اند مهربانی را

من نیز می ایستم درذهنم می گذرد خاطرات گذشته

خاطرات یک عمر تنهایی با خودم می اندیشم به لحظاتی کهبه پوچی طی شد و روزهایی که هرگز تکرار نمی شوند

سکوتی همه جا را فرامی گیرد

بوی عطری در هوا میپیچد عطری اشنا صدای گامهای کسی از دوردست شنیده می شود در پس تاریکی مبهم و سکوت

ناگهان چهره اینمایان می شود

چهره ای زیبا باوقار و پرغرور ارام ارام گام بر می دارد و از کنارچشم های خیره عابران عبور می کند همه محو تماشا

 من نیز می نگرم 

چه کسی باور می کندکه صاحب این چهره زیبا روزی پایه های سست بودن مرا لرزانده و مرا در مرداب تنهاییگرفتار ساخته است

لحظه پایان و سقوطتاریکی اری حتی با اتش کوچکی می توان ظلمت تاریکی را در هم شکست

 اما افسوس که هر اتشی روزی به سردی می گراید وعمر روشنی کوتاه است

اهی بلند از اعماقوجودم می کشم و ان جمع را ترک می گویم حتی لحظه ای مرا ندید کسی که برای دیدنشزندگی کردم و براستی چه بیهوده...

 از تمام عمرم فقط تنهایی را دارم فقط تنهاییشاید لیاقتم همین باشد صدای خنده های بلند و شادی مردم در گوشم می پیچد از ته قلبو صادقانه

سالهاست که نتوانستمبخندم تنها لبخندی مصنوعی بر چهره دارم که از گریه هم دردناک تر است

میروم

 رفتن همیشه سهم من بوده و غربت جایگاه من

رفتن شکایتیست بهخنده های کسانی که بی خبرند از گریه های پنهان دل شکستگان که همیشه در خفا وپنهانی اشک می ریزند

می روم به خاطرات یکروز بارانی جایی که در لحظات تنهایی و درد اغوش مهربانی برای تقسیم محبت وجود داشته باشد و در انجاست که می توان گفت:تنهایی افسانه است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


سهیل پیلتن

بازديد : 52 بار نظر دهيد! [ ]


پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • مدل آرايش

    فروش گيفت کارت پلی استيشن

    پايان نامه

    خريد سرور مجازی از مبين هاست

    خريد فيلتر شکن

    کاریابی بندرعباس

    چاپ کاتالوگ و بروشور

    دانلود آهنگ جدید امیر تتلو اعتیاد

    خرید هاست ارزان

    خرید جم کلش رویال

    تور دبی












  • بک لينک بک لينک
    خرید گیفت کارت ارزان اسپاتیفای استیم
    خرید آنلاین گیفت کارت گوگل پلی با گیفتی دات کام
    خاک پوششی
    تور ارزان کیش لحظه آخری
    هتل های 5 ستاره کیش
    تور کیش از مشهد لحظه آخری
    تور کیش نوروز 95
    دیدنی های جزیره کیش
    بلیط کیش ارزان قیمت
    بلیط پرواز کیش
    خرید گیفت کارت آیتونز و گوگل پلی
    بزرگترین مرکز خرید و فروش گیفت کارت
    تور ارزان کیش نوروز 95